رضا قليخان هدايت

27

مجمع الفصحاء ( فارسي )

و له از هجر رخت دلم پر از تاب بود * دريا ز سرشك من پر از آب بود روزى كه دهى وعده به هركس ز چه روى * بخت من از آن ميانه در خواب بود